عبدالله مستوفى

514

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

خود بر دولت و ملت نيفتند . يار شاطر باشند ، نه بار خاطر . سهم خود را در ايرانى بودن اعم از ماليات نقدى و خونى ، مثل ساير ايرانيان بپردازند و خود را سربار ملت نكرده با سايرين شريك باشند ، نه وردار و ورمال . بافسران ارتش هم ، برادرانه توصيه و عرض مىكنم ، كه بر خلاف گذشته . در خلع سلاح با آنها مدارا كرده ، و در اسكان هم رعايت مال و حال آنها را بفرمايند ، كه خسارت مادى و آبروئى و تلفات جانى به آنها وارد نيايد ، و از فرستادن سرپرستى كه زنهاى ايل را بشير دادن سگهاى خود وادار كند ، بپرهيزند ، و بدانند كه اينها هرچند نادان ولى وديعهء خداوندند . نبايد آنها را آزار كرد ، محمود خان آيرم ، كه از اين قماش سرپرستها براى قشقائيها ميفرستاد ، كجا است ؟ يا همان خرده افسرى كه اين دايگى سگش را بر زن يكى از افراد ايل تحميل ميكرد ، حالش چطور است ؟ حتى من از اينها بالاتر ميروم . سرلشكرهائى ، كه از اين راهها دارائىهائى بهمزدند اگر سپهبد هم بشوند ، امروز ، در نهايت بىمنزلتى و بىقدرتى روز ميگذرانند . روز اينها را ببينيد ، و راستى پيشه ، و از چنين روز انديشه كنيد و بدانيد كه جهان را صاحبى باشد خدانام . او خبير و بصير است ، و مزد و مجازات هركس را به كف دستش ميگذارد . منتها « چوب خدا صدا ندارد » بر فرض كه با هزار جان كندن براى آقازادگان ميراث زيادى هم بگذاريد ، و باينكه شما مظلمه ببريد و ديگرى زر ، خوشدل باشيد يقين بدانيد كه اولاد شما از اين دارائيها استفاده نخواهند كرد . زيرا محتسب خدائى ببازار است و حساب هركس را تصفيه مىكند و كنارش ميگذارد . شنيدم يكى از سرلشكران كه از اين راه‌ها مالى اندوخته بود ، از ترس مصادرهء مرحوم پهلوى ، براى رفيق طرف اعتماد خود محرمانه مبلغ معتنابهى پول فرستاده ، و دستور داده بود كه فلان ملك را براى او ، باسم خود قباله كند كه بعد به او منتقل نمايد . رفيق هم ملك را باسم خود قباله كرد ، و در همان هفته بدون وصيت ، مرحوم شد . دست تيمسار سرلشگر ، در مقابل ورثهء رفيقش ، به جائى بند نشد . زيرا ، براى اختفاى امر ، تا توانسته بود ، قبلا خود ادلهء نقل و انتقال اين وجه را ، به مورث آنها پنهان كرده و از ميان برده بود . فتوحات قشون دولت در آذربايجان و فتح قلعهء چهريق ميدانيم ، سردار سپه ماژور حبيب اللّه خان شيبانى ، افسر نامى ژاندارمرى سابق ، را با رتبهء سرتيپى ، بفرماندهى نيروى آذربايجان مأمور كرده ، و بر عده و تجهيزات قشون آنجا افزوده ، فصل بهار 1301 هم شروع شده ، و طبعا زدوخوردهائى بين قواى دولتى با اشرار بوقوع پيوسته است . اگرچه ، قواى دولتى در مقابلهء با شاهسونها پيشرفت‌هائى حاصل كرده ، و از ميانه تا اهر در چند وهله ، آنها را شكست داده و متوارى كرده‌اند ، ولى در مقابلهء با كردها كار رنگ‌وروى ديگر گرفته ، و در يكى از جنگها ، شكست مهمى بقشون دولت وارد آمده ، و بيم همه‌گونه مخاطره مىرود . سردار سپه